روز نویس

یادداشت | استاد احمد مهدوی دامغانی منهوم علم

بسم الله الرحمن الرحیم

استاد احمد مهدوی دامغانی منهوم علم 

چاپ شده در روزنامه صبح امروز

تقریبا عامه مردم و حتی برخی نخبگان ایران نمی دانند که چرا از مرجع عالی قدر جناب آقای سیستانی تا دکتر شفیعی و باقی فضلای قوم مقام دکتراحمدمهدوی دامغانی را تجلیل می کنند. خودم هم با اینکه ساعتها پای صحبتهای ایشان بوده ام و حشرونشر خصوصی با ایشان داشته ام نمیتوانم دقیقا ابعاد شخصیت علمی ایشان را شرح دهم. چه کسی میتواند شخصیتی که ازچهارسالگی تا نودوچهارسالگی در محضرکتاب ویا بزرگترین علمای عصرخودش همواره در حال آموختن بوده را ترسیم کند؟

او بدون شک مرجع بی بدیل ادبیات عرب حتی برای خود دانشمندان عرب زبان درعصر حاضربود. برای همین هم به مقام استادی در رشته ادبیات عرب دردانشگاه هاروارد رسیده و درعین حال فقه و اصول را نیز از کودکی در محضر بزرگترین اساتید آموخته وفلسفه اسلامی را هم پیش اقطاب زمانش فراگرفته بود. دکترای ادبیات فارسی زیر نظراستاد فروزانفر گرفته و در ادبیات فارسی استاد بود و عربی، فرانسه را هم فصیح صحبت می کرد. با انگلیسی واسپانیولی هم شنا و در دانشگاه مادرید هم تدریس کرده بودند. بیش از دوازده هزار بیت فارسی وعربی را از حفظ داشت.می توان گفت این حوزه هاحدود فعالیتهای ایشان در نود سال فعالیت مداوم بوده است. با این حال داستانها و رمانها و فیلمهای خوب دنیا وایران را هم در قرن گذشته و در زمان افتتاح آنها و اکثرا با زبان اصلی اثر خوانده و با حافظه عجیبش تمام جزییات آنها را نیز به خاطر داشت.

نکته بسیار مهمی که فقط در استاد احمد مهدوی دامغانی میتوان یافت وتقریبا درهم دوره ای های ایشان کمتر  می توان دید دیدارایشان با چهره های تاریخی است که در بازه زمانی سالهای هزارو سیصد و ده تا بیست شمسی در مسند کار بوده اند. در آن زمان استاد نوجوان بوده اما بسبب پدر مرحومشان که از اساتید اصلی حوزه مشهد بشمار می رفتند با چهره های زیادی برخورد حضوری داشتند. از شیخ حسنعلی نخودکی عارف معروف بگیرتا تا علامه قزوینی. افراد زیادی که شاید نامبردن از آنها خودش جزوه ای بشود. هرشخصیتی که بنده در تاریخ آن سالها میگفتم ایشان تجربه ای هرچند کوتاه از برخورد با آنهارا برای بنده تعریف میکردند.

پس از دوره دکتری وکار درتهران هم که چند صباحی دردولت پهلوی که به قول خودشان «دُمِ گاوی هم دستشان داده بودند» نیز با اکثر شخصیتهای علمی و سیاسی قرن گذشته رفت وآمد نزدیک داشته و به سبب حافظه عجیبشان خاطراتی از آنها با جزییاتش شرح می دادند .شاید از این بابت هم ایشان گنج بی بدیلی در حوزه تاریخ معاصرایران به حساب می آمدند. دوستان بنده در کتاب «آیینه در برابر خورشید» تا جایی که کهولت سن ایشان اجازه می داد این وقایع را ثبت و ضبط کرده اند.

ایشان به سبب آشنایی زیاد با ادبیات روایی و مخصوصا رمان ، روایت رانیز بخوبی بلد بودند.گرچه هیچگاه فرصتی برای نوشتن کاری در این حوزه به ایشان دست نداد ولی بعنوان مثال واقعه حمله به حرم مطهر را ازدید نوجوان چنان تعریف میکردند که هر مخاطبی بخوبی خودش رادر آن واقعه احساس می کرد. پرشی به پشت صحنه و صحبتهای مراجع عظام مشهد در اندرونی هایشان میزدند و باز بازمی گشتند به خود واقعه در حرم.

علاقه ایشان به کتاب آنقدر زیاد بود که علاوه بر چندین قفسه کتاب مختلف خطی در خانه و کتابخانه کوچکی در انباری ، همواره کتابهایی از کتاب خانه عظیم و کامل دانشگاه پنسلوانیا که در چند صدمتری خانه شان بود در دست داشتند.

شاید علم آموزی بدون حاشیه هم باعث شد تا آخرین روزها درامریکا بمانند. کاری که درایران کمی سخت است. اونودسال تشنه آموختن بود وهرچیزی مانع این وصال می شد را از سر راهش برمی داشت. حتی حضور فیزیکی اش در ایرانِ همیشه عزیزش را.

 

استاد همواره یک شخصیت زلال داشت. او همواره کودکی هشت ساله بود. بازیگوش اما متشرع، خوش برخورد، وبه غایت تشنه علم. به راحتی در واپسین لحظات عمرشان می توانستی همین کودک را که درکالبدی نودوچهارساله گیرکرده است ببینی.وقتی درحوالی سن نود سالگی خودشان برای ما کیک خانگی می پختند می دیدیم که شخصیتشان چنان فرقی با همان کودکی که درخاطرات تعریفش میکنند ندارد.

نوه ایشان از آخرین لحظات عمراستاد در بیمارستان فیلمی در شبکه های اجتماعی گذاشته بودند. در ویدیو پیرمرد بدحالی روی تخت بیمارستان دیده می‌شدکه انواع وسایل پزشکی به او متصل شده بود. پیرمردی که در همان حالت برای نوه اش با دست بوس می فرستاد. اما من در آن پیرمرد نزار همان کودک رامی دیدم. کودکی که دارد از قفسی قدیمی آزاد می شود. آزاد می شودتا برود در حیاطی بی انتها با دوستانش در تاریخ بازی کند. دوستانی که در این نود سال مجاهدت علمی با آنها از طریق کتابهاشان همنشین بود. بزرگ مردان تاریخی که تا آخرین لحظه زندگی کالبدی به کودکی و قوانینش وفادارماندند.

نور بدرقه راهش.

علی حسن زاده

خرداد۱۴۰۱- مشهد مقدس

مطالب مرتبط